تبليغاتX
kiss_2_lab@yahoo.com

kiss_2_lab@yahoo.com

tnt_pouya_tnt@yahoo.com

گفت

گفتی که امشب اومدم  بهت بگم باید برم

 

 

گفتی می خوام بهت بگم همین روزها مسافرم

 

 

باید برم برای تو فقط یه حرف ساده بود

 

 

کاشکی می دیدی قلب من که زیر پات افتاده بود

 

 

شاید گناه تو نبود ، شاید که تقصیر منه

 

 

شاید که این عاقبت ، این جوری عاشق شدن

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 16:25  توسط P.........T /\/ T  | 

سلام اول

سلام اولین آهنگی است که عاشقان هر کدام به طریقی بر زبان می آورند. قایق دوستی ها یشان را بر این

 

 هدیه پر ارزش در ساحل محبت نزدیک می کنند و محبت هایشان را با هم در آمیخته و رمز عشق را بر ملا

 

می سازند . امید است آن را بپذیری و در گوشه ای از قلب گرم و مهربانت جای دهی . دلم می خواهد همیشه

 

در کنار من بمانی و من با تکیه بر تو روزگارم را بگذرانم . چقدر خوب بود که منو تو می توانستیم در میان

 

درختان جایی که چشم هیچ کس نتواند ما را ببیند. برای خود کلبه ای بسازیم و برای همیشه در آن زندگی

 

کنیم . جسم من چه در کنار تو باشد و یا نباشد مهم نیست ، مهم این است که روح من با توست و من همیشه

 

در هر کجا که باشم به یاد تو خواهم و خواهد بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 14:49  توسط P.........T /\/ T  | 

سکوت

خیلی وقت که

خیلی وقت که صدای پات این سکوت کهنه را نمی شکنه

 

 

بعد تو انگاری تنهایی داره به دلم رنگ زمستون می زنه

 

 

 

             تو که نیستی مهربونیت دیگه نیست تو شب هام هیچ کسی قصه نمی گه

 

 

 

نمی خواهم باور کنم که تو دلت واسه من جایی نداری مهربون

 

 

 

قصم غربت تلخ این قفس پرامون دیکه به آتیش نکشون

 

 

 

نذار شونه هام تو دسته بی کسی بی تو همیشه تنها بمونه

 

 

 

راز پر کشیدن و از قفس غیر تو آخه کسی نمی دونه

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 14:36  توسط P.........T /\/ T  | 

دوستم بدار

 

بيا و با چشمان سياه و اشوبگرت نگاهم كن تا غم هاي دنيا را فراموش كنم  و در

 

 ايينه ي جما ل

 

زيباييت روزگار و زندگي را دوست داشتني تو ببينم. بيا و صفاي روحم را تماشا

 

كن. بيا تو هم

 

دوستم بدار مرا با تمام دل خودت دوست بدار ونها ل اين دوستي و عشق را با

 

 اشك هايت آ بيا ري كن.

 

دوستم بدار همانطور كه من تو را دوست مي دارم.بگذار بگوييم كه هيچ نيروئي

 

 فادر نخواهد بود

 

عشق تو را از من بگيرد.

 

تو را مي خواهم گل قشنگ من. تو مي تواني دو ستي مرا نپذ يري . مي توا ني

 

 مرا از خود ت براني

 

مي تواني رو از من بتا باني و براي هميشه مرا  از ديوار خود محروم كني...

 

منهم مي توانم تو را نبينم

 

مي توانم روزها و شب ها بدون د يدار تو به سر برم . مي توانم چشمانم را از

 

 سر راه تو بر گر دانم

 

و به سوي  تو خيره نشوم. مي توانم زبانم را وادارم تا نام تو را بر خود جاري

 

نكند .

 

مي توانم گوشم را از شنيد ن آهنگ صدايت بي نصيب نمايم . ولي قلبم ... او د

 

يگر در اختيار من نيست

 

او به خواسته ي خود است او تا رنده هست بيا د تو خوا هد تپيد حتي درون گور

 

هم تام تو روي آن است

 

او در درون خود بخاطر تو خوا هد نا ليد سردي خزان و فرازو نشيب ها از توان

 

دلم نخوا هد كا ست و

 

خيا لم همينطور مصمم و به فر مان د لم در دل ها ي شب سياه به سوي تو خواهد

 

 شتا فت

 

به سوي تو رنج ها و درد ها يت شيرين و شا دي هايت ما نند ار مغان ها ي بها

 

 ري شكر آور و لذ ت بخش

 

است. تا كي صبح گاهان خورشيد را با اندوه فراوان بنگرم شب در انتظار روز

 

 هاي بي پايان بنشينم.

 

بنگر كه كوهساران چگونه سفيد آسمان را مي بوسند و امواج دريا ها همديگر را در آغوش مي گيرند .

 

ببين كه در جهان هيچ چيز تنها نيست و همه با قانون خدائي  در هستي ها با هم

 

 مي آميزند پس اي زيبا تر

 

از جانم شيرينم چرا من و تو چنين نبا شيم
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 14:34  توسط P.........T /\/ T  | 

i love you

بی تو آواره ترینم ***** بی توغمگین ترینم

 

بی تو مثل پرده با پرو بال شکسته

 

می دونم دست های توهمیشه برام یه تکه گاهست

 

قلب پاک ومهربان توباسه من یه جور پناه

 

ای مراد رهای

 

منجی قلب شکسته

 

عمری خسته و دل تنگ چشم به راه تو نشسته ام

 

تا که تو را خدا به من داد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 14:34  توسط P.........T /\/ T  | 

آشنای غربیه

امشب تو را حس می کنم در سر زمین بادها محو نگاهت می

 

شوم تو

 

کیستی ای آشنا ای آشنا امشب چرا شعرم غریبی می کند با هر

 

که

غیر از یاد تو نا آشنایی می کند در عصری بی اصل و نصب

 

 مبهوت افکار

 

توام باور کن ای آبی ترین بهر تو به من جان می دادی تو در

 

 نگاه تلخ من

 

نقش خدا را داشتی گلهای زیبا را تو در گلدان فکرم کاشتی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 14:32  توسط P.........T /\/ T  | 

تقدیم به خودم

 biya va ba cheshmane siyah va ashoob garat negaham kon ta gham haye donya ra faramoosh konam va dar ayineye jamale zibaeyat roozgare va zendegi ra doost dashtani to bebinam biya va safaye rooham ra tamasha kon biya  to ham doostam bedar mara ba tamame dele khodat doost bedar va nahale in doosti va eshgh ra ba ashkhayat abyari kon doostam bedar hamantor ke man to ra doost daram begzar begooyam ke hich nirooyi ghader nakhahad bood eshghe tora az man begirad.tora mikhaham gole ghashange man to mitavani doostiye mara napaziri mitavani mara az khodat berani mitavani roo az man betabani va baraye hamishe mara az divare khod mahroom koni...manham mitavanam tora bebinam mitavanam rooz ha va shabha bedoone didare to be sar baram mitavanam cheshmanam ra az sare rahe to bar gardanam va be sooye to khire nashavam. mitavanam zabanam ra vadaram ta name to ra bar khod jari nakonad mitavanam goosham ra az shanidane ahange sedayat bi nasib namayam vali ghalbam .... Çædigar dar ekhtiyare man nist Çæbe khasteye khod ast Çæta zende hastam beyade to khahad tapid hata daroone goor ham name to rooye on ast Çæ dar daroon khod bekhatere to khahad nalid sardiye khazan va farozo nashib ha az tavane delam nakhahad kast va khiyala hamintor mosamam va be farmane delam dar delhaye shab siyah be sooye to khahad shetaft be sooye to ranj ha va dard hayat shirin va shadi hayat manande armaghan haye bahari shekar avar va lezat bakhsh ast.ta key sobh  gahan khorshid ra ba andooh faravan bengaram shab ra dar entezare roozhaye bi payan beneshinam bengar ke koohsaran chegoone sefid asman ra miboosand va amvaje daryaha hamdigar ra dar aghoosh migirand bebin ke dar jahan hich chiz tanha nist va hame ba ghanoon khodai dar hasti ha baham mi amizand. pas ey zibatar az shirinam chera mano to chenin nabashim.

از:...............f

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385ساعت 17:55  توسط P.........T /\/ T  | 

kiss_2_lab@yahoo.com

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اسفند 1384ساعت 18:59  توسط P.........T /\/ T  | 

سيزده تا دليل قانع کننده که چرا درس خوندن بهتر از خانوم بازيه !!!

.حداقلش اينه که آدم بالاخره يکی رو گير مياره که با هم بشينن سرش!

.وقتی آدم خسته ميشه ميتونه بگذارتش کنار و بره استراحت کنه بعد که دوباره حالش سر جاش اومد بياد از اونجائی که ول کرده بود ادامه بده !

.اگه کار آدم زود تموم شه احساس شرمندگی نميکنه !

.وقتی آدم يک کتاب جديد رو باز ميکنه لازم نيست نگران اين باشه که تا حالا کيا خوندنش !

.با يک فنجون قهوه آدم ميتونه همه شب رو کار کنه !

.آدم ميتونه همراه باهاش هم تلويزيونش رو نگاه کنه و هم شامش رو بخوره !

        
.آدم مجبور نيست تاريخ چاپ همه کتاباش رو يادش بمونه !

.موقع کار لازم نيست آدم گيلاس عرقش رو بگذاره کنار !

.آدم اگر تو يک قسمتی ضعيف باشه ميتونه از دوستاش کمک بگيره !

.آدم هيچ وقت برای نيم ساعت ورق زدن يک کتاب با حال ده هزار تومن پياده نميشه !

.اگه دوست آدم يک کتاب با حال داشته باشه آدم ميتونه برای ۲ شب قرض بگيردش !

.واسه باز کردن کتاب آدم مجبور نيست کلی پای شام تو رستوران و پول تاکسی پياده شه !

.اگه يهو وسط کار ننه بابای آدم سر برسن گندش در نمياد !   

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 12:27  توسط P.........T /\/ T  | 

انتظار

                                             
                                                   
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 12:25  توسط P.........T /\/ T  |